در روزگار سیاهی و تباهی٬ عشق تنها جان پناه مردان است. چگونه عشقی؟! چه اهمیت دارد؟!
وقتی آمال و آرزوهای بزرگ به خاکستر نشستند٬ عشق٬ حتی اگر در حد و حدود خیال و تصور باقی بماند نعمتی است عظیم.
خوش است خلوت اگر روبروی من باشی
حدیث کهنه ی سنگ و سبوی من باشی
خوش است خلوت اگر بی اشارتی٬حرفی
شکوه مند ترین گفتگوی من باشی
نظام چرخ و فلک را به شیوه در شکنم
قلندرانه اگر های و هوی من باشی
تمام دار و ندارم فدای آن روزی
که در طریق محبت به خوی من باشی
شنیده ام که به دشنام یاد ما کردی
خدا کند که همیشه عدوی من باشی
به رنگ و بوی خیال تو قانعم! آری!
همین بسم که فقط آرزوی من باشی
